
ای مرده شور این ماشین رو ببرند، ای
لعنت به این ساعت باز هم صبح شد، آخ چکش خورد روی شستم! ، وای باز این مدیر دیوانه
من شروع کرد به غر زدن.
این جملات خیلی آشنا هستند. معمولاً
در روز سخنانی مانند این به گوشمان میرسند. هیچ کس از شنیدن این جملات خوشحال نخواهد شد، ولی به شخصه جملهای از این زیباتر نشنیدم که کسی
بانگ زند «ای مرده شور این...»
این جملات، جملات طلایی حرکت به سوی بینهایتند. یک ذهن خلاق
و بیدار همیشه گوش به زنگ شنیدن این سخنان است. انسان خلاق میداند که در پس این
جملات مشکلی نهفته است. مشکلی آنچنان بزرگ که فردی را به فریاد واداشته است. هر
مشکل راه حلی دارد و هر آنچه نیاز و مشکلی را رفع نماید، یک محصول است. محصولی که
میتواند نیاز طیف گستردهای از انسانها را رفع کرده و ثروت فراوانی را در پی خود
به ارمغان آورد.
در جهان امروز میتوانید ببینید که انسانهای موفق با درک
همین مشکلات و نیازها و تلاش در جهت رفع هر یک از آنها به موفقیت و ثروت دست
یافتهاند. پس چرا ما از این روش بهره نبریم؟ چرا در پی کشف و رفع مشکلات نباشیم؟
یافتن مشکلات نیمی از راه دستیابی به بینهایت است. مشکل
بیشتر انسانها این است که اصلاً مشکلی نمیبینند و یا اگر میبینند، هنوز
نیاموختهاند که در جهت رفع آن تلاش کنند. ولی یک ذهن بیدار و خلاق میداند که در
کجا به دنبال مشکلات بگردد. میداند چگونه آنها را بیابد و چگونه به رفع آنها
بپردازد.
لطفاً اندکی تفکر کنید و تا آنجا که میتوانید مشکلات جهان
امروز را نام ببرید.
به جهان پیرامون خود بنگرید و به فریادهای دیگر انسانهای
گوش کنید. مشکلات را ببینید و درک کنید. هنگامی که مشکلی یافتید از خود بپرسید
چگونه میتوان با یک ایده خلاق و جدید مشکل پیش رو را حل نمود. بیشتر انسانهای با
خود میگویند که اگر مشکل پیش رو راه حلی داشت، پیش از آن به ذهن دیگر انسانها
رسیده بود. ولی میدانید چرا در جهان هنوز مشکلی باقی است؟
«چون شما کسی هستید که باید آن را رفع کنید»
اما آیا همیشه باید منتظر ماند تا کسی از مشکل خود با ما سخن
بگوید. در واقع همیشه نیازی به تیز کردن گوشهای خود نداریم. بیشتر مشکلات معمولاً
بیصدا بر سر جای خود باقی میمانند و تنها یک ذهن بیدار قادر به درک آنهاست.
به خورشید درون آسمان نگاه کنید. خورشید انرژی بخش زمین
است. بدون وجود خورشید ما نیز وجود نداشتیم ولی آیا مشکلی در آن میبینید؟ کسانی
که کرم ضد آفتاب و یا عینک آفتابی را اختراع کردند، به خورشید به چشم مشکلی بزرگ
نگاه کردند. به باد بنگرید. آیا مشکلی میبینید؟ به آب، به خیابان، به انسانها،
به یک درب، به یک تابلو راهنمایی و رانندگی نگاه کنید. با کمی تأمل در مییابید که
در همه چیز مشکلی نهفته است. کافی است شئی را در اطراف خود انتخاب کرده و به مشکل
درون آن بپردازید. در این صورت با درک آن مشکل و تلاش در جهت رفع آن نیز به
بینهایت دست خواهید یافت.
انسان از بدو حضور خود بر این سیاره دست به تولید و اختراع
زده است. همه اختراعات بشر در جهت حل یک مشکل بوده است. برای مثال در جهت رفع مشکل
پوسیدگی دندان خود دست به اختراع مسواک و خمیر دندان زد. با این تفکر، با نگاه به
یک مسواک چه خواهید دید؟ شما را نمیدانم ولی من «پوسیدگی دندان» را میبینیم. با
نگاه به هر اختراع میتوان به مشکلی دست یافت که توسط آن اختراع رفع شده است. باز
هم شما یک مشکل در دست دارید. بیاید تا مشکل پوسیدگی دندان را به روشی جدید حل
کنیم. در این صورت محصولی جدید و راهی به سوی بینهایت خواهیم داشت.
در ابتدا خواستم که چند مشکل را نام ببرید. به چند مشکل
اشاره کردید؟ مهم نیست ولی اکنون چند مشکل را میتوانید نام ببرید؟ دقیقاً.
بینهایت مشکل. جهان ما پر است از مشکلات. بینهایت راه برای حرکت به سوی بینهایت در
اختیار شما خواهد بود. در واقع به هر چه مینگرید در حال تماشای یک مشکل هستید.
مشکلی که با رفع آن به سوی بیشتر و بیشترها خواهید رفت. بدانید که یافتن مشکل
نیمی از راه حل آن است و شما بینهایت راه برای حرکت به سوی بینهایت در اختیار
دارید.