قانون شکن باش!
در یک آزمایش تعدادی کک را در یک ظرف در بسته قرار دادند. ککها قادرند تا ارتفاعی چندین برابر اندازه خود بپرند و در واقع در جهان ما آنها قهرمانان پرش ارتفاع هستند. ولی ککهای درون ظرف با انجام پرشهای بلند به درب ظرف برخورد کرده و کم کم متوجه شدند که نمیتوانند تا ارتفاع زیادی بپرند و رفته رفته ارتفاع پرش آنها کاهش یافت.
پس از آن درب ظرف باز شد و ککها قادر بودند با پرش بلند از ظرف خارج شوند ولی ککهای داستان ما همچنان در ارتفاعی پایین شروع به پرش کردند. با آنکه فضا برای پرش با ارتفاع بالا وجود داشت ککها همچنان پرشهای کوتاه داشتند.
در دنیای ما انسانها نیز این امر صادق است. ما نیز در حالی که فضا برای پرواز ذهنمان وجود دارد همچنان در ارتفاع پایین در حرکتیم و گاهی حتی تنها بر روی زمین گام برمیداریم. چرا؟ چون سدی در برابر ما وجود دارد. سدی که ذهن ما برایمان ساخته است.
با تولدمان ذهنی بیآلایش به جهان خواهد آمد ولی رفته فته با رشدمان و یادگیری مسائل مختلف سدی در ذهن ما ایجاد میشود. به مدرسه میرویم و به ما میگویند که نیرویی به نام نیروی جاذبه وجود دارد که همه چیز را به سوی زمین میکشد. خودمان نیز با سقوط اجسام این قانون را درک میکنیم و همین مسئله یک سد ذهنی برایمان ایجاد میکند.
شاید بگویید که این یک قانون کاملاً صحیح و غیر قابل انکار است. البته که هست. ولی برای ذهن مرزی وجود ندارد. یک ذهن بینهایت در هیچ قانون و باوری اسیر نمیشود زیرا در این صورت دیگر به سوی بینهایت میل نخواهد کرد. تصور کنید که این قانون را رد کنید. در این صورت چه خواهید داشت؟ بینهایت محصول. گوشی همراهتان با رها شدن به زمین نخواهد خورد. لیوانی خواهید داشت که با برخورد به زمین نخواهد شکست. دست و پای هیچ پیرزنی نخواهد شکست و هزاران مورد دیگر. در واقع موبایل درون دست شما به علت وجود نیروی جاذبه به زمین نمیافتد بلکه سد ذهنی شماست که موبایل را به زمین خواهد انداخت. این قانون را رد کنید تا دیگر هیچ موبایلی به زمین نیفتد.
به تصویر زیر توجه کنید. لطفاً تمامی این نه نقطه را به نقاط مجاور خود وصل کنید بدون اینکه قلم را از روی کاغذ بردارید و یا از روی یک خط دو بار عبور کنید. لطفاً در مورد مسئله مدتی فکر کنید و سپس ادامه مطلب را دنبال کنید.
یک ذهن عادی قادر به حل این مسئله نیست و اعلام میکند که راهی وجود ندارد ولی یک ذهن خلاق به راحتی مسئله را حل میکند. چرا ذهنهای عادی قادر به حل مسئله نیستند؟ زیرا آنها در یک چهارچوب و یک قاعده خود ساخته اسیر میشوند. مانند ککهای داستان.
در این شکل قاعدهای وجود ندارد ولی ذهن سریعاً با دیدن این نقاط یک مربع را تصور کرده و در چهارچوب مربع اسیر میگردد. برای همین است که نمیتواند مسئله را حل کند. برای حل مسئله به سادگی تنها کافی است از چهارچوب مربع خارج شوید و در بیرون از آن خطوطی رسم کنید. در این صورت قادر خواهید بود مسئله را حل کنید.
چنانچه به دنبال یافتن راهی نو برای مسائل خود هستید باید قوانین و باورهای خود را تغییر دهید. هنگامی که مسئله بیان شد و یا موضوع مورد بحث مطرح گردید با خودآگاهی با خود بگویید «چه قاعده و چهارچوب و قانونی در این مورد در ذهن من است؟ به چه چیز باور دارم و آن را حتمی میدانم؟». با یافتن پاسخ، همان قانون را نادیده بگیرید و در مورد مسئله با نقض آن قانون تفکر کنید. به زودی خواهید دید که دریچهای جدید به سوی ذهنتان باز خواهد شد.
- ۹۲/۰۲/۰۱
- ۵۵۶ نمایش