به آنچه می بینی اعتماد نکن
یک ضربالمثل قدیمی میگوید «تا چیزی را با چشمهای خود ندیدی باورش نکن». ذهن ما نیز قادر به دیدن است. ذهن قادر است تا تصاویر مختلفی را در خود ایجاد کند. وجود این تصاویر به درک بهتر ما از مسئله کمک خواهد کرد ولی در عین حال میتواند ما را فریب دهد. شاید بتوانید به آنچه چشمهایتان میبیند اعتماد کنید ولی هرگز به آنچه ذهنتان میبینید اعتماد نکنید!
تصور کنید خانوادهای سوار بر خودرو خود در حال حرکت هستند. آنها در یکی از جادههای شمال کشور هستند. میتوانید بگویید حال آنها چگونه است؟ خوب، آنها در یک مسیر زیبا در حرکتند. حتماً حس خیلی خوبی دارند. حتی شاید در حال آواز خواندن باشند.
هنگامی که مسئله بیان میشود ذهن به سرعت شروع به تصویر سازی میکند. ذهن شما خانوادهای را تصور میکند. این خانواده میتواند به هر شکل و هر تعدادی ظاهر شود. همچنین شاید خودرو را نیز دیده باشید. اگر مسئله بگوید خانوادهای سوار بر ماشین پراید هستند، ذهنتان سریعاً یک پراید را ظاهر خواهد کرد. ذهن خیلی راحت قادر است تصویر پراید را با هر ماشین دیگری جایگزین کند.
اگر بگویم «ماشین در یک جاده بیابانی در حرکت است»، ذهنتان سریعاً یک بیابان را خواهد ساخت. هنگامی که گفتم خودرو در جاده شمال در حرکت است، ذهنتان سریعاً یک مسیر سرسبز را ایجاد کرد وای آیا به راستی شما در حال تماشای تصویر درست بودید؟ آیا حال آن خانواده خوب است و از سفر خود راضی هستند. کافی است جنگلهای شمال را در حال آتش سوزی تصور کنید. میبینید که شرایط چقدر متفاوت خواهد بود. خانواده کوچک ما در شرایط بسیاری بدی هستند. حرارت بسیار بالاست و دود زیادی در ماشین جمع شده و در حال خفه کردن آنهاست.
هیچگاه به تصویری که ذهنتان میسازد اعتماد نکنید زیرا ذهن همیشه به عقب نگاه میکند. ذهن همیشه از تصاویر قبلی خود بهره میبرد ولی برای حرکت به سوی بینهایت و خلاقیت باید به تصاویر و روشهای جدیدی دست یابیم. در این راه تصاویر ذهنی خود را در مورد یک موضوع تغییر دهید و به آنها اعتماد نکنید.
به یک صندلی فکر کنید. وقتی از صندلی صحبت به میان میآید ذهنتان سریعاً یک صندلی را ایجاد خواهد کرد. به تصویر صندلی که می بینید دقت کنید. آیا این تصویری آشنا نیست؟ این صندلی را قبلاً جایی دیده بودید. نه؟ چه میشود اگر با یاد صندلی، یک صندلی کاملاً جدید در ذهن نقش بندد؟ چه میشود هر بار که از صندلی حرفی به میان میآید، یک صندلی جدید با خصوصیات و کارایی کاملاً جدید در ذهن نقش بندد؟ در این صورت بسیار خلاق خواهیم بود. ذهن ما در حالت عادی از این امکان برخوردار نیست و همین امر ما را به سوی تکرار یک صندلی میکشاند. همین مسئله ما را به سوی صفر میکشاند. چنانچه قصد دارید به یک ذهن بینهایت دست یابید باید تصاویر ذهنی خود را تغییر دهید و هر بار با تغییر خصوصیات و کارایی موضوع مورد نظر یک راه و یک محصول جدید تولید کنید.
از این پس هر بار که قصد داشتید در مورد موضوعی به تفکر بپردازید و هر بار که موضوعی به صورت یک تصویر در ذهنتان نقش بست با خودآگاهی به یاد آورید که الزاماً در حال تماشای تصویر درست نیستید. با خود بگویید «این میتواند یک تصویر غلط و نادرست باشد.» پس از آن تلاش کنید تا تمامی خصوصیات مسئله را تغییر دهید. مسئله را به اجزاء سازندهاش تقسیم کنید و هر جزء را یک به یک تغییر دهید.
چه عواملی را میتوان تغییر داد. در واقع هر چیزی که قابل تغییر است را تغییر دهید و هر تغییری که ممکن است را اعمال کنید. برای مثال در مورد مثال صندلی میتوان اندازهها،طول، عرض، ارتفاع، تعداد پایهها، نشیمنگاه، پشتی، نحوه قرار گیری بر روی زمین، جنس صندلی، کارایی و دهها عامل دیگر را تغییر داد. پس از آن میتوان عوامل فراوانی را جایگزین آن کرد. برای مثال جنس صندلی را میتوان به صورت فلزی، چوبی، پلاستیکی، شیشه ای، پارچه ای، سنگی، آجری، یخی و هزاران شکل دیگر درآورد.
در این صورت و با تغییر تصاویر ذهنی میتوانید حس کنید که بینهایت تغییر در بینهایت شی و روش انجام کار میتوان اعمال کرد و بار دیگر ذهن متمایل به صفر را به سوی بینهایت سوق داد.
- ۹۲/۰۲/۰۱
- ۵۲۹ نمایش